ریحانهریحانه، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

عشق مامان و باباش

بدون عنوان

این چند روز تعطیلی باباجون مامان جون دایی جونی اومدن خونمونو کلی بهمون برای تمیز کردن خونه کمک کردن و وسایلای دخترمو کامل چیدیم  دستشون درد نکنه فدااااات بشم عزیزم ...
2 شهريور 1393

بدون عنوان

امروز عمو حامد و خانومش اومدن خونمون تا از اینجا برن مشهد  خدا پشت و پناهشون باشه  ولی خودمونیمااا دیگه حسابی تپل و سنگین شدم مهمون داری برام سخت شده   ...
2 شهريور 1393

شوشو خیلی دوست دارم

1393/02/17 عزیز دلم بابایی این هفته باید بره شمال برای سالگرد مادر جووون ایکاش ما هم میتونستیم باهاش بریم اصلا دوست ندارم تنهاش بزارم اخه هیچ وقت توی شرایط بد تنهاش نذاشتم ولی امسال منو بابایی تصمیم گرفتیم بخاطر حال شما من نرم و بابایی تنها بره وقتی به تنها بودنش فکر میکنم دلم میخواد بزنم زیر گریه  الان دیگه تو دختر خوشگل همه چیز بابایی شدی،دعا کن واسه بابایی تا همیشه سالم باشه و سایش بالای سرمون باشه ...
2 شهريور 1393

انتخاب اسم

مامانی نمیدونم چه اسمی برات انتخاب کنه بین چند تا اسم مرددم ولی تو یه اسم با بابا توافق داریم اونم ریحانست ،ولی اصلا قدرت انتخاب ندارم نمیدونم چراااا   دلم میخواد در آینده از اسمت راضی باشی و ما رو بخاطر اسمت سرزنش نکنی ...
2 شهريور 1393

لحظه شماری بابایی

1393/02/17 دخمل خوشگلم دیروز خیلی حالم بد بود و همش نگران تو بودم که نکنه بخاطر حال بد من اذیت بشی ،  خدایا خودت نی نی ناز منو حفظ کن کمک کن همه ی نی نی ها صحیح و سالم بیان تو بغل.مامان باباشون نی نی ما هم همینطور  ناناز مامان بابایی دیگه داره صبرش تموم میشه و لحظه شماری میکنه که به دنیا بیای و تو بغلش بخوابی.... ...
2 شهريور 1393